تبليغاتX
پدر تاریخ معاصر افغانستان

پدر تاریخ معاصر افغانستان

دكتور شمس الحق آريانفر

 فرزانة نستوه، تاريخ نگار شهير و سياست گر باتدبير، فيض محمد كاتب هزاره را به ياد مي آوريم. مردي از تبار ستم كشان و اندوه بدستان تاريخ كه با قلم و قدم خويش، نام خود را بر فراز گاهنامه‌ي اين خاك، حك كرد.
مورخي كه "تاريخ آفرين تاريخ نويسان"(1) اش خوانده اند، و "بيهقي ثاني"(2) لقبش داده اند. دانشي مردي كه پنج هزار صفحه(3) در تاريخ و فرهنگ و سياست افغانستان نگاشت. موادي كه مأخذ پژوهشگران است و نه تنها محققان داخلي كه نويسندة امان التواريخ از مصر به استناد نبشته هاي او اثر خود را مي آفريند و كاتب را "عالم مدقق فرزانه(4) خطاب مي نمايد. ...

ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 18:51  توسط جعفررضایی  | 

مقاله، از استاد مایل هروی

این مطلب گفتنی است که نگارش خط نستعلیق ، از همه خطوط از نظر اینکه قلم به گو نه خاص و یا موازی خطوط هندسی دور می زند. مشکل تر است. فیض محمد کاتب با حو صله فراخ تری چندین کتاب را به خط نستعلیق خفی نو  شته است . این عمل کرد در واقع یک نهضت کتاب سازی و استنساخ کتاب بو ده که مایه و پایه های تاریخی داشته است ...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 18:24  توسط جعفررضایی 

 Katib Author of Monumental History books

LUDWIG W. ADAMEC

 

 Faiz Muhammad, Katib. Member of Amir Abdul Rahman's secretariat and court secretary (kateb) under Amir Habibullah. He was member on the staff of the Seraj al-Akhbar Afghaniya and held positions in the ministries of education and foreign affairs. He is the author of a number of publications, including the three-volume Seraj-al Tawarikh (Torch of Histories), a valuable historical text in Dari. He was born in 1881, the son of Sayyid Muhammad Moghol, a Hazara, and studied Islamic science in India and Iran. In 1893 he entered the services of Sardar Habibullah, son of Amir Abdul Rahman, and began work on his monumental three-volume history.


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 17:33  توسط جعفررضایی  | 

 Kabul Under Siege

Dr.Robert McChesnay

Robert McChesnay has provided a useful and readable translation of Fayz Muhammad Katib's "Kitab--i Tazakkur-i Inqqilab (Memoirs of the Revolution) one of the only accounts of the Saqqaoist regime in Afghanistan to be written by an eyewitness observer of the events that took place in Kabul in 1929.... McChesnay has not only rendered a lucid translation of the Tazakkur, but ha has also succeeded in deciphering a myriad an Afghan personal and place names... He has scattered helpful commentaries and maps throughout "Kabul under Siege", and included glossary for those unfamiliar with various Persian and Pashto terms...an excellent and useful translation
--Harvard Middle East and Islamic Review

رابرت مک چسنی در کابل...

کاتب در غرب...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 16:46  توسط جعفررضایی 

داکتر اکرم عثمان

ملا فيض محمد کاتب هزاره از نوابغ و نوادر روزگار بود. او در زمان و مکان ناسزاوار چشم به جهان کشود. انگار پديده ای شاز و استثنايی بود که در شوره زار پرتاب شده بود. از همين سبب جان بيدارش را دو رنج جانکاه می آزرد يکی مزورع کردن شوره زار و ديگری دلبستگی به وطن مالوفش که او را در نمی يافت و قدرش را چنان که بايد نمی شناخت. بنابر آن در وطن خودش احساس غربت می کرد و درد تبعيد را تا مغز استخوانش حس می کرد...پس کاتب هم روانشناس، هم جامعه شناس و هم سياستگری ماهر بود ورنه ناممکن بود که به اصطلاح بگذارند از زير ريش سرکار اشتر را با پشتاره بگذراند!  و آن آثار انتقادی را قلمبند کند.

او پدر تاريخ نويسی مدرن افغانستان است و تاريخ نگاران مابعد از نوشته های او بهرهء فراوان برده اند...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 16:28  توسط جعفررضایی 

 

The Father of Modern History of Afghanistan

By: Jafar Rezai

Katib in seven decades of his eventful life fought for democracy and reforms; he used his affluent prose for documentation of a bloody history which cost him severe punishment in his life and a long ignorance after his peaceful rest. Writing the truth of history from inside the court of a brutal man who just finished killing sixty two percent of your people is an unimaginable risky play. Undoubted, his connotative fluent ancient prose survived him in that stormy ocean of blood. Katib was a brave and patient man who walled with words a surviving hut around him, and traveled with a monster emir on his kingdom ship in bloody ocean of nineteen century

...........


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 15:25  توسط جعفررضایی 

عوض نبی زاده

شورابا کمک فرزند کاتب موفق شد که مقبره ملافیض محمدکاتب هزاره را در بالا کوه چنداول درساحه بالا جوی کوه عاشقان و عارفان در یک زیر زمینی کنار جویچه منطقه دستیاب کند . که بعد از یافتن مقبره کاتب هزاره - رئیس – اعضای رهبری شورای مرکزی ملیت هزاره بشمول یکعده از شخصیتهای سیاسی- نظامی وفرهنکی مردم هزاره بصورت جمعی از مقبره   بازدید نمودند... قرارمعلوم تمام اسنادونقشه آبده تکمیل ومنتظر در یافت بودجه  جهت اعمار این آ بده  یادگاری   مرحوم کاتب هزاره بود  ولی  حسن شرق  صدر اعظم وقت در ماه سر طان سال -  1367- شمسی بااین پشنهاد  مخالفت  نمود که حتی شورای مرکزی ملیت هزار ه را  نیز لغو کرد ...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 15:7  توسط جعفررضایی 

محقق روسی پروفیسورمریم هارونوا

 درین مجلس با شکوه برایم خوش ایند است اگر تذکری از صحبت های افغانستان شناس شهیر شو روی پروفیسور ریسنر را پیرامون سفر او در افغانستان در سال1919 بدهم که درکیب هیات سیاسی رو سیه شوروی بعمل اورده بود. در میان کسانی که پرو فیسورریسنر در ان زمان با انها ملا قات داشت یکی فیض محمد کاتب هزاره بود. پروفیسور ریسنر پیرامون دانش عالی، اشنایی با زبانهای متعدد، تاریخ ،ادبیات ،فلسفه، نجوم و عقل تحلیلی فیض محمد هزاره و بر علا وه آن در مورد تواضع و شکسته نفسی او صحبتهای داشت.. در اتحاد شوروی اگاهند که فیض محمد کاتب هزاره شخصیت برجسته در بسیاری مسایل بود. او مصحح، معلم و قبل ازهمه مورخ برجسته به شمار می اید. اثار منحصر بفرد ونایاب تاریخی از خامه او تراوش نموده که عبارت اند از سراج التواریخ، تحفة الحبیب، تاریخ حکمای متقدمین، کتاب تذکرالانقلاب وغیره. برعلاوه ان درزمان کار در وزارت تعلیم وتربیه و لیسه حبیبیه، توسط ایشان بعضی از کتب درسی تصحیح و دوباره نویسی گردیده است...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 14:26  توسط جعفررضایی 

پوهاند رسول رهین

ملا فیض محمد کاتب نویسنده پرکار، آگاه و متعهد و مورخ پر تلاش، امین و دقیق النظر بود. با آنکه در نوشته هایش از حقوق ضعيفا ن دفاع کرده است اما واقعیت از همه چیز بیشتربرای او مهم بوده و تاریخ را بی غرضانه می نوشته است. حتی از ثبت جزئیات وقایع تاریخی هم چشم پوشی نکرده است. از همین جاست که محققان و مورخان معاصر او را«بیهقی ثانی» لقب داده اند. پروفیسور« مریم هارونوا» می گوید: امروز هیچ مورخ افغانستان شناس بدون مراجعه به کتب ملافیض محمد کاتب هزاره نمی تواند اثر خود را یک اثر تحقیقی درباره افغانستان محسوب نماید.» ...کاتب يک فقهی صاحب نظر نیز بود. او اثری درباره « اتحاد نظر مجتهدین و فقرات شرعیه» نوشته بود. شاه امان الله به فتوای او نظام برده گی را درافغانستان لغوه کرد. چنانچه در اثر لغو نظام برده گی  در افغانستان بود که عده زیادی از اسرای مظلوم مردم هزاره، بدخشانی ها و نورستانی ها از برده گی نجات یافتند.

 بخش اول و دوم این مطلب تحقیقی را در ادامه مطلب بخوانید

 


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 14:5  توسط جعفررضایی 

بشیرسخاورز

فرهيختهء ميهن پرستى به نام فيض محمد كاتب از غزنه كه چون گل كوهى دل صخره را شگافت تا نامش را به عنوان مورخ قهار، مدرس متبحر، مبارز نستوه درج صفحات تأريخ كند و روزى در جدال با ارتجاع با چماق خشم از پادرآيد تا كه به اسطوره بپيوندد ...

كاتب جادهء يكطرفهء تأريخ نگارى را دو طرفه ساخت، به اين شرح كه در گذشته مورخ كشور ما بيشتر به مورخين غربى رجوع مى برده اما اگر يكى از اين مورخين براى دريافت اوضاع و احوال زمان عبدالرحمن خان و حبيب اله خان از حضور با صولت كاتب اغفال كند، كار ش مكمل نخواهد بود. همينطور هيچ كار مورخ غربى مكمل نيست كه اگر در نگارش تأريخ نزديك، سهم كاتب را نا ديده بنگرد...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 13:41  توسط جعفررضایی 

لطیف ناظمی

 

ملا فيض محمد کاتب، از سردمداران فرهنگ سرزمين مان و از پيشگامان تاريخ نويسی راستين در سدهء پسين است.او از ميان چنان مردم فرودست و ستمکشی برخاست که شمار فراوانی از تبارش، سر های شان را به کله منار های امير خودکامه بخشيده بودند تا عطش سيری ناپذير امير مستبد را در خونريزی و انتقامجويی فرونشانده باشند...

کاتب را به حق بيهقی روزگارش خوانده اند که بازگويی حقيقت را در تاريخ، پيشهء خويش ساخته بود و آزادگی را منش خويش و گويا پيمان بسته بود که خامه اش را هرگز با دروغ و گزافه و مسخ واقعيت نيالايد.او حقايق نگفته را با دليری شگفتی انگيزی باز نوشت و چون تاريخ پردازان بُزدل و مزدور به معامله گری در اين امر شريف تن نداد...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 13:27  توسط جعفررضایی 

صبورالله سیاسنگ

اگـر نگـارندهء "دوزخيان روی زمـين" (Frantz Fanon: 1925 – 1961) و نويسندهء "ســـراج التواريخ" (فيض محمد کاتب: (1862 - 1929، سالهای زاده شدن و مردن شان را به همديگر ميدادند و مثلاً فانون، شصت و سه سال پيشتر از روزی که به جهان آمده بود، زاده ميشد؛ شايد پژوهشگری، از سر کنجکاوی هم اگر شده، دستکم يک بار گمان ميبرد که فانون بر کاتب سايه افگنده است. اينک که تاريخ چنان نکرده، ميتوان گفت هر گونه همانندی در سرشت و سرنوشت اين دو تن نميتواند چيزی برتر از تصادف باشد... در روزگار آشفته و آشـوبزدهء کنونی که هـزار بار تيره تر از "روزگار دوزخی آقای اياز" است، و کژنويسان سانسور پرست در روشنی روز بر روی تاريخ شمشير کشيده اند، آيا نياز فيض محمدوار نوشتن نيز هزار بار بيشتر از پيش نگرديده است؟ ...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 13:11  توسط جعفررضایی 

شاه علی اکبر شهرستانی

همه مورخان کشورما، سيد قاسم ريشتيا، ميرغلام محمد غبار، محمد صديق فرهنگ، احمدعلی کهزاد و ديگران در وقت نبشتن تاريخ و آگاهی از رويداد های مهم در قرن بيستم به آثار او مراجعه و استفاده کرده اند...او از دو حبيب الله:امير حبيب الله سراج الملته والدين و امير حبيب الله کلکانی اذيت و آزار بسیار ديد، مگر از نوشتن حقايق طوری که شايسته و بايسته بود، هرگز منصرف نگشت و با عبارت اديبانه و پر از صنايع لفظی، مطالب را بيان و ثبت کرد. و طوری که وجدان و عقل يک انسان سليم الفکر ايجاب مينمايد، تاريخ نوشت و اينک هر پژوهشگر و محقق در هنگام تحقيقات علمی بدو رجوع مينمايد. گويا او هم بيهقی بود که گفت: اگرچه پرورده دست خاندان غزنويم، مگر تاريخ راندن ايجات ميکند و گريزی ندارم که حقايق را بنويسم.


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 12:59  توسط جعفررضایی 

شریف سعیدی

يکی ديگر از شاخصه های کار کاتب خصم ستيزی او از جبهه درون دشمن است. او می دانست که امير آتش دهن و آهن پيکر کاخ نشين، دشمن او و مردمش هست اما او نه در جبهه مخالف که در جبهه درون دربارش راه يافت و با مهارت بی نظيرش چهره سياه و تباه روزگار و اميرآدمکشش را مکتوب کرد. او به ما فهاند که راه شکست دشمن تنها از جبهه مستقيم و مقابل نيست بلکه راه شکست دشمن از درون چهار ديواری کاخش هم پيدا می شود...پيام ديگر کاتب به اهل قلم و بخصوص روشنفکران آسمان نشين اين است که خدمت کردن به فرهنگ و جامعه تنها از راه شيری آسمان نقد نمی گذرد بلکه راه های فراوان در درون جامعه ما وجود دارد و بخصوص در پرتو تعامل هوشيارانه با خصم هم می توان گره ازمشکلی واکرد...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 12:46  توسط جعفررضایی 

  نصیر مهرین

 بيش از هفت دهه، از روز مرگ تاريخ نگار نستوه، کاتب فيض محمد هزاره ميگذرد. باآنکه در طی گذشت اين زمان طولانی، بسی کتاب های در گسترهء تاريخ افغانستان انتشار يافته است، اما به گواهی شواهد و اسناد در دست داشته، ماحصل زحمات قلمی کاتب بزرگوار به ويژه اثر قابل دسترس برای مردمان بيشتر، يعنی سراج التواريخ شکوه و آوازه يی دارد که آنرا در صدر تاريخ های طرف رجوع به دوره طرف نظر می نشاند. می پندارم که چند ويژه گی در کارکرد قلمی کاتب، مانند کارکرد های هر نويسنده و متفکر و انسان متبارز ديگری، برازنده گی دارد. کارکرد قلم مؤرخی که در زير سايه استبداد می نوشت، آن هم چنان استبدادی که شخص امير خودکامه خط به خط اثر او را ملاحظه می کرد؛ و در کار زحمت و نوشت، هنرمندانه، درنده خويی ها و بی دادگری ها را...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 12:32  توسط جعفررضایی